گنهکار


شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم…

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

آخرین ايستگاه


قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد
و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:مقصد ما خداست .
كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي
است تنها براي گذشتن ؟
قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدند
از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.
در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد
قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد .
پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،
اما اينجا ايستگاه آخر نيست .
مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند
،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .
و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري

 

 

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

زینب (س) اسوه پرستاران


زینب علیها السلام در مدینه طیبه ، در پنجم جمادی الاول سال ششم هجری دیده به جهان گشودند.هنگام ولادت ایشان پیامبر (ص) در سفر بودند.امیرالمومنین (ع) فرمودند: در نامگذاری او بر پیامبز سبقت نمی گیرم. هنگامی که پیامبر (ص) تشریف آوردند منتظر وحی شدند.جبرئیل نازل شد و عرضه داشت : خداوند سلام میرساند و می فرماید : این دختر را زینب نام بگذار که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.

پیامبر (ص) حضرت زینب را به آغوش گرفتند و پیشانی اش را بوسیدند و فرمودند :به حاضران و غایبان وصیت می کنم که این دختر را پاس بدارید.همانا که این دختر به خدیجه کبری مانند است.

در جامعیت و فضیلت حضرت زینب علیها السلام همین بس که متانت و وقارش را به خدیجه کبری علیها السلام ، عصمت و حیایش را به فاطمه زهرا (س) ، فصاحت و بلاغتش را به علی مرتضی (ع) ، حلم و بردباریش را به امام حسن مجتبی (ع) و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سیدالشهدا همانند نموده اند.همسر آن حضرت عبدا…بن جعفر بن ابیطالب فرزند جعفر طیار بود و فرزندان آن حضرت : محمد، علی ، عون ، عباس و ام کلثوم بودند که محمد و عون در کربلا به شهادت رسیدند.از نسل علی که معروف به زینبی بوده است فرزندان بسیاری به دنیا آمده اند که سیوطی رساله زینبیه را در مورد آنها تالیف کرده است.

رسول خدا می فرمایند :

هر کس یک شبانه روز از بیمار پرستاری کند خداوند او را با ابراهیم خلیل (ع) محشور می کند و هر کس غذای بیماری را به او بخوراند ، خداوند از غذای بهشتی به او بخوراند.

همچنین رسول خدا فرموده اند :

هر کس برای برآوردن نیاز بیماری تلاش نماید چه موفق به برآورده سازی آن شود و چه نشود ؛ مانند روزی که از مادر زاده شد ، از گناهانش پاک میشود.

 

روز پرستار را خدمت همه همکاران عزیزم تبریک و تهنیت عرض می کنم .

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »

الگوی شما در زندگیتان کیست؟


 

بدون نگاه کردن به جوابها این تست را انجام دهید

۱.یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.

۲. آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.
 

۳.حاصل را بعلاوه ۳ کنید.

۴. دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.

۵. یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید

۶. ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر  عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنید)

7.برای دیدن الگوی زندگیتان به ادامه مطلب بروید.

 

ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در Uncategorized. 2 Comments »

Hello world!


Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »

درد دل با خدا


گفتم: خسته‌ام    
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟  
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک… یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل…  اصلا چطور دلت میاد؟   
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
     .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم – نسبت به همه – مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته   
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!   
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم:…
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!  …  توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     
گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.::
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا… خالق هستی… با فرشته‌هاش… به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »


هر که به بیرون چشم بدوزد در انتظار خواهد مرد. به خود باز گرد, در آنجا همه چیز خواهی یافت؛ زیرا همه چیز آنجاست. در بیرون خبری نیست. بیرون ظلمات است و از این چشمه ها چیزی جز رنج نمی جوشد.

 

دکتر علی شریعتی

نوشته شده در Uncategorized. 2 Comments »